‏نمایش پست‌ها با برچسب دعوت به ديدن فيلم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دعوت به ديدن فيلم. نمایش همه پست‌ها

تیر ۰۹، ۱۳۸۹

و توان غمناک تحمل تنهايي

آيا ما دو بار زندگي مي كنيم؟ يك بار زندگي واقعي و يك بار نمايش آن براي ديگران؟ مي شود كه كسي قصه زندگي اش - چه لحظات بزرگ و چه اتفاق هاي ساده و روزمره - را براي كسي نگويد؟ همه ما راوي داستان خودمان نيستيم؟ آنگونه كه مي خواهيم؟ آيا زندگي براي خود ِزندگي امكان پذير است؟ آيا سفري به ناكجا، بدون همراه و بدون بازگشت امكان پذير است؟ زندگي در جزيره اي بي اميد بازگشت. ما به گفتن داستانمان نياز داريم.


در پايان فيلم بازگشت (آندره زوياگنيتسف)، عكس هاي آندره تنها راوي سفر اسطوره اي دو پسر و پدرشان است. وقتي در بازگشت نه نشاني از جسد پدر مانده نه ديگر ايوان و آندره آن دو پسر آغاز فيلم هستند. شايد همه ما زنده ايم كه روايت كنيم.


مردد ایستاده ام بر سر دوراهي
تنها راهي كه مي شناسم
راه بازگشت است
عباس كيارستمي

پی نوشت: پیداست که این نوشته ربط مستقیمی نه به فیلم بلکه به هیچ چیزی ندارد جز افکار پراکنده این روزهای من. 

خرداد ۱۴، ۱۳۸۹

زنان بدون ما

به طرز غافلگیرکننده ای از فیلم زنان بدون مردان خوشم اومد. چیزی درباره اش نمی دونستم (احتمالاً زمان نمایش فیلم زندان بودم) و همین دیدن بدونِ پیش فرضِ فیلم باعث شد ازش لذت ببرم. کتاب شهرنوش پارسی پور رو نخونده بودم ولی صدای گرمش رو چند باری از رادیو شنیده بودم و دوستش داشتم. همیشه دوست داشتم فیلمی تو فضای دهه بیست و سی ایران بسازم: اون روزهای شگفت انگیز و لباس ها و خونه ها و خیابون ها و آدم های دوست داشتنی. به چند علت توصیه می کنم فیلم رو ببینید:
- شبنم طلوعی: بازیگر محبوب من در تئاتر که حالا باید از این فرصت های محدود برای دیدنش استفاده کنیم.


- فیلم بر خلاف عنوانش و بر خلاف اکثر فیلم های فیلمسازان زن، غلوآمیز و ضدمرد نیست.
- طراحی صحنه و لباس، شهری که نمی دونم کجاست ولی به تهرانِ اون روزها احتمالا خیلی نزدیکه و آفتاب خوب  فیلم، استفاده درست و حرفه ای از صدا و موسیقی و - با تأکید - قاب بندی های خوب. خوشبختانه اکثر عوامل فنی غیر ایرانی هستن!


- بازی کوتاه شهرنوش پارسی پور (اگر اشتباه نکرده باشم چون پیش از این فقط صداش رو شنیده بودم) و بازی خوب بیژن دانشمند (بازیگر خوب فیلم بیست انگشت) و نوید اخوان خواننده ای که بازی اش غافلگیرم کرد و بقیه بازیگرها.
- برخلاف فیلم های مخملبافی و هالیوودی که این سالها خارج از ایران ساخته شده، نه متوهم و نه هالیوودزده است.
- به شخصه یه فیلم یا یه داستان خوب زنانه و بدون پرده پوشی رو به تمام فعالیت های فعالان حقوق زن ها ترجیح می دم.
- کارگردان از امتیاز جذابیتِ عبور از خطوط قرمز ذوق زده نشده و به جزئیات داستان و صحنه اش توجه کرده و جای زیادی برای کم کاری با عذرِ بیرون از ایران فیلم ساختن نگذاشته.
- من بدون پیش فرض فیلم رو دیدم ولی شما با نوشته ی من احتمالاً برعکس من خواهید بود. بعد از نوشتن این پست میرم سراغ حواشی و جریان ساخته شدن فیلم تو اینترنت ولی امیدوارم شما فیلم رو بدون این ها ببینید. فیلم پیدا میشه ولی اگر پیدا نکردید بم بگید.