skip to main
|
skip to sidebar
January 20، 2011
من به
اینجا
رفتم.
1 نظرات:
ویکتور
گفت...
اوکی
07:58
ارسال يک نظر
پیام قدیمی تر
صفحه اصلی
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
پیوندها
آقای اولد فشن
Sir Hermes Marana
بیست و پنج نوامبر
شُمال از شُمالِ غربی
شما همتون دروغگویین
نقطه سرخط
یک دوست خوب
چند خط برای خواندن
به همين سادگي
آريادنه
گرینگوی پير
خود .......................ارضایی
سی و پنج درجه
مغولستان خارجی
.... سیب زمینی داغ .....
قاب بنفش
قصههای عامهپسند
فیلم مستند
در سیاهی شب سرما را هـــا کن...!
آلبالوهای قرمز زندگی
پمی فیلو
ایده های کوچک من
پاریس - تگزاس
شب نوشت هایی برای نخوابیدن
بادهای بنفش تیره
ب.ا.د.کن.ک
پاینده
سیب گاززده
آبی ژرف
سكوت سايه ها
Inner Imago
دلتنگی
روز های صورتی
پیازی که 'من' باشم
xx-xy
رقصندهء نيلى
کیانا فیروز
لیدی "ام"
درباره من
dreamer
مشاهده نمايه کامل من
برچسبها
360
(13)
این 161 روز
(29)
خواب ها
(8)
دعوت به ديدن فيلم
(2)
يك نما / بازيگر
(1)
گربه ها
(2)
یادداشت های زندان
(4)
بايگانی وبلاگ
▼
2011
(1)
▼
January
(1)
من به اینجا رفتم.
◄
2010
(161)
◄
December
(7)
تشويش اذهان خصوصي
مي دونيد چيه من مي دونم چجوري مي ميرم هدفون تو گوش...
معجزه
ما اینجوریم
پاييز فقط يه روز، فقط يه روز داره كه اون اتفاق مي ...
سیتا
بدتر از اینکه حالت بد باشه اینه که حافظه ات اتصالی...
◄
November
(13)
برنامه غذايي اوين
عكس ها افسرده اند اسماعيل!
مست می شی، همه حسرت ها سراغت میادمستی از سرت می پر...
حسین ریزه یه mp3 player تو ملاقات حضوری گذاشته بود...
رئيس
اوج بي عدالتي در زندگي شهري يعني سه نفر نيم ساعت ب...
اين روزها ميزان مفيد بودنم براي جامعه تو اين خلاصه...
مزیتی که من نسبت به خیلی ها دارم اینه که 6 ماه حبس...
روزهای وحشی گری
روزم رو یه جور می گذرونمشبم رو یه جور دیگهضمیر ناخ...
اتوبوس های آخر شب جای آدم های خسته است. هر کسی به ...
هفت هشت سالم بود. از مدرسه برمي گشتم. هوا باروني و...
اولین روز سرد تهران بود. فقط یه تی شرت پوشیده بودم...
◄
October
(8)
بايد سرزميني وجود داشته باشد ميان تنها بودن و تنها...
پدرم پشت زمان ها مُرده است
این قشر محرومی که کارش درست کردن جُکه با این حد ا...
زانوم شديد و بي اختيار تكون مي خوره. فقط يك بار دي...
یکی از حسرت های زندگی ام اینه که نمی تونم تصاویری ...
امروز صبح
A2+ C2
درد می پیچد در دلمان یکهو
◄
September
(17)
یکی از مشکلاتم اینه که مورچه هایی که تو توالت تو م...
اینک آخرالزمان
جدیدن با حیوونها بیشتر همذاتپنداری می کنم تا آدمه...
در بهترين وقتي از اوقات
ييلاق - تابستان 89
یک دقیقه یعنی شصت ثانیه
بس که بدقولی کردم به خودم قول می دم به کسی قول ندم...
نخم را گم کرده ام
خواب آلود لوس بی خیال مثل گربه ی ظهر تابستان در آغ...
روی قلبم یک GPS پیدا شده که هی آلارم می دهد داری ا...
باید یک شمانده ای چیزی روی آدم ها نصب شود که بفهمن...
کتاب مکاشفات، من و محبوبم
پایان تابستان
به هدفون خود به تنهايي اعتماد كنيد به سكوت گوش كني...
هیچ دلیلی، هیچ حسی، هیچ انگیزه ای برای ادامه زندگی...
دارم فکر می کنم
«امیدوارم تو زندگی ات به هرچی می خوای برسی» جمله م...
◄
August
(14)
آقاي موبايل عزيز از اينكه مدتي است در پست غيرتخصصي...
چه دنیای بزرگی شده تا چشم کار می کند جای تو خالی ا...
کاری که می کنم جای پیشرفت دارد تا دیوانگی
- دلمان براي هم تنگ مي شود، نه؟ سر عروسك را با دست...
◄
July
(11)
◄
June
(19)
◄
May
(21)
◄
April
(26)
◄
March
(22)
◄
February
(3)
◄
2006
(2)
◄
October
(1)
◄
March
(1)
◄
2005
(10)
◄
December
(1)
◄
August
(1)
◄
April
(1)
◄
February
(7)
1 نظرات:
اوکی
ارسال يک نظر